
بعضی ها می گویند کتاب گران است اما خوب است بدانند کتاب یک نویسنده ماست چکیده ایست از دردهایش تجربیاتش احساسش و عمرش . بعد می شود به توهمی که باعث شد قیمتی برای کتاب ها تعیین کنند اندیشید . *هرچند می دانم باید سعی شود که مردم راحت تر کتاب بخرند....
ادامه مطلب
لیمو شاید فکر کنی دارم شعار می دهم اما شعارها زیبا هستند زمانی که واقعا سعی کنی به آنها عمل کنی ... خیلی گشتم ... اما هیچ دلیلی برای نفس کشیدن جز عشق نیافتم لیمو ... و عشق همه ی چیزهای دیگر را بغل کرده بود مثل داستان نویسی هنر مبهوت رهایی از دنیا شدن لذت از طبیعت خنداندن بچه ها و بوسیدنشان و باید بگویم از 13 مورد خیلی بیشترند .. کارهایی که میکنی برای او ... که معشوق نگاهت کند و بگوید آری ... آری عاشقی کردی ..... و منتظر لحظه ای بمانی که جان موقتی ات را بخواهد بگیرد و بگوید عاشقی کردی ... راضیم ا...
ادامه مطلب
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید ...
ادامه مطلب
محمد اصفهانی توی آهنگ "وفا" میخونه : با دوست ، عشق ، زیباست با یار ، بی قراری از دوست ، درد ماند و از یار ، یادگاری... اگه عشق یار وسط عشق دوست بیفته ، یعنی بیفته تو دلش ، یعنی در راستای عشق دوست بشه ، زیباست و زیباست... چون در حقیقت دیگه عشق یاری وجود نداره همش فقط عشق دوسته... واسه همین خیلی زیباست... اما اگه اینطوری نباشه هیچ وقت زیبایی حقیقی در عشق یار وجود نداره ... حالا هرچقدرم دست و پا بزنن ... می دوشند و نر است...
ادامه مطلب
چرا خیلی از ماها درست نوشته ها را نمی خوانیم؟ حوصله نداریم؟ علاقه به خواندن نداریم؟ صرفا برای رفع تکلیف می خوانیم؟ مهم نیست برایمان؟ یا چه... یا چرا خیلی وقت ها دقــت نداریم به حرف ها؟ فلانی به من می گوید دیدی گفتی فلان می شود ولی بیصار شد می گویم عزیز دل برو نگا کن که از کلمه "شاید" استفاده کردم. می گوید تو گفتی فلان اتفاق باعث فولان می شود اما بفرما این مثال نقض حرفت می گویم جان دل من از کلمه "ت...
ادامه مطلب
او بعد از اولین عشقش دیگر به هیچ کس میل علاقه نداشت انگار که علاقه به کسی جز عشقش در او مرده باشد پایان....
ادامه مطلب
گفت مرا برای خودش ساختهاز آن وقت به بعدهمه تن چشم شدم خیره به دنبالش گشتمهمه جاتوی جامدادی ام ، کنار کاکتوسم ، لای کتاب ها ، توی چشم آدم ها ...* شایسته رو که راه شایسته می رود*هرگونه تشابه اسمی تو جمله بالا از سعدی جون با اسم من کاملا اتفاقیست :))...
ادامه مطلب
تا حالا ... تا حالا با خبر مرگ پا نشده بودم از خواب.. چه عـ جــ یــ ب ... راستی دختر عمو دیدی نوید به قول خودت عن نبود .. تو ماه رمضون رفت .. من و تو موندیم .. یه عمر آزارش دادی ... بچه بود .. مگه نمی دیدی انقدر احمقه ... هان؟ دیدی ۵ دیقه مونده بود برسه به خونه.بوووم تصادف چه عجیب بود. منم ۲۱ سالمه. نزدیکه مرگ... ...
ادامه مطلب
اولش که برداشته بودن تو پیج نوشته بودن شاسته :/ :)))))))))) بعد از مدت ها انتظار بالاخره امروز برنامم پخش میشه. ساعت ۶.۵ از شبکه ۲ امروز دوس داشتید ببینید من قسمت دومشم یعنی دو بخشه برنامه امروز اونجایی هم که ضبط شده خونه ی ما نیست:))) همینطوری گفتم بگم شاید جالب باشه براتون! ...
ادامه مطلب
یک وقت هایی یک شرایطی پیش می آید که به ناچار در جایی خلوت مجبور به انتظار یا تردد می شویم. مثلا من دیروز xa0که جمعه هم بود حدود ظهر منتظر اتوبوس بودم آن هم جایی که منازل مسکونی کم بود و پرنده هم در خیابان میلی به پر زدن نداشت. کمی که گذشت یک مرد جوانی آمد نشست توی ایستگاه. یک شیر شجاعی در وجودم هست که...
ادامه مطلب
۱. بعد از اینکه با دلایل در اینستا موضع سیاسیم را اعلام کردم رفتارهای عجیب و غریب زیاد دیدم. منظورم از عجیب اختلاف نظر نیست بلکه بی ادبی و بی منطقی ست. امروز که می خواستم دانشگاه بروم دعا کردم خداجان صبر بدهد که با این حال مریض جسمی بیخود جوش جماعتی ...
ادامه مطلب
اعتراف می کنم این چند روز واقعا دختر بدی بودم. همان وقتی که شهره مهربانی کرد و من بی تفاوت بودم. همان وقتی آن دختره کار بدی کرد و به دل گرفتم به جای اینکه ببخشم. همان وقتی که... حوصله ی شرح قصه نیست....
ادامه مطلب
مامان خواستگار زنگ زده بود از مامانم پرسیده بود "قیافه ی دخترتون چطوریه؟" بعد حالا به فرض دختری که برایش زنگ زده ای زشت و بدقیافه باشد ، انتظار داری مادرش چه بگوید؟؟ بگوید راستش را بخواهید دخترم ایکبیری ست؟ یا قیافه اش داغان است متاسفانه؟ بعد حالا جواب مامان من را داشته باشید که مرا در افق غرق کرده هنوز که هنوز است : علف باید به دهن بزی شیرین بیاد :||| + بزی جون :|...
ادامه مطلب
ولی باز هم تف می کنم خودم را برای دلبستگی ای جز تو....
ادامه مطلب
واضحححححه کاملا که عشق در یک نگاه شر و وری بیش نیس. منظور همون هورمون در یک نگاهه. بعضیام که میگن من بین عقل و دلم گیر کردم:||| اینا رو روشن کنید عاقا! روشن کنید! عشق واقعی اونیه که پشت عقل راه میفته میاد. اونی که شما بینش گیر کردی دو راهی هورمون و عقله....
ادامه مطلب
قبل ضبط برنامه خانم مجری به من گفت وقتی ابرو بالا انداختم بفهم روسریت خراب شده درسش کن بعد من انقد درگیر حرفا و افکارم بودم اصصصلا حواسم نبود بیچاره خودشو می کشت:))))) یه چیزی که خیلی خوشم اومد این بود که میگفت از واژه ی چادر استفاده نکن بگو حجاب ما قصد تبلیغ صرف چادر نداریم و ضمنا محور برناممون حجاب نیست بلکه تحوله. یه تخته وایتبرد گذاشته بودم جلوم چیزایی که میخواستم بگمو نوشته بودم روش که یادم ن...
ادامه مطلب
تو که مهربون ترینی ... تو که بی تو مرا بیم نه قطعا فروریختن است ... تو که همیشه هستی ... تو که حتی موقع خوابم چشم ازم برنمیداری ... تو که همیشه آغوشت بازه ... تو که خالق دریایی ... خالق لبخند ... تو که هم معشوقی و هم عاشقی و هم خود عشقی ... بهتر از تو هست مگه برای عاشقی واقعی؟...
ادامه مطلب
یکی از دوستانم گفت از یک وقتی دیگر از پفک متنفر شده است. یک بار خواب دیده که خواهرش جلویش نشسته و دارد پفک و نان و پنیر می خورد ... صحنه ای به شدت تهوع آور ... و بعد از آن دیگر حالش از همه ی پفک ها بهم می خورد. وقتی گفت هی غبطه خوردم که ایـــــول اگر من هم از این اتفاق ها برایم بیفتد که علاقه به چیپ...
ادامه مطلب
نمیدانم چرا اینطوری است که از وقتی بین من و دخترعموهایم سر مسائلی کشمکش شد با اینکه اکثریت دقیقا می دانستند من حق داشتم و دارم اما به شدت آلزایمر می گرفتند. آلزایمر اینکه آنها سال ها چه بدی هایی به من می کردند . یا از من چیزهایی توقع داشتند و دارند که از دخترعموهایم نه. شایسته تو باید ببخشی و وظیفه ...
ادامه مطلب
تو پست قبل که گفتم آنها بی احساسند منظورم دقیقا بی احساسxa0ِ بی احساس نیست. اصلا مگر آدم بی احساس مطلق هم داریم؟ منظورم این است که غلیان احساسشان کم است و همان یک ذره را هم تقریبا بروز نمی دهند که البته میدانم این درد مشترک خیلی هاست متاسفانه. بعد هم اینکه رفقا میخواهم این سه روز از حال و هوای اعتکاف بنویسم اگر کسی به مزاجش خوش نمی آید نخواند. :)...
ادامه مطلب