بسم اللّه الرحمن الرحیم
اگر از حال ما بخواهید بپرسید باید گفت که حقیقتا ملالی نیست جز دوری اللّه. دوری اللّه در جامعه ام. ملالی نیست جز دست و پا زدن بین روشنفکرنماها و تا مرز خفگی رفتن و آمدن پیش روشنفکران حقیقی و اکسیژن گرفتن و دوباره از نو لبخند زدن.
قبل از اینکه به صورت دانشگاهی فلسفه بخوانم به سراغ فلسفه رفته بودم و فلسفه ، مرا که دختر آشفته ذهنی بودم که به پوچی رسیده بود به فلسفه ی خدا عمل آورد. یعنی برایم اثبات کرد وجود اللّه را . و بعد وجود دین را و بعد...
یکی از ریشه های یقینم را مدیون فلسفه ام.
چند روز دیگر از کارم در اسباب بازی فروشی استعفا می دهم. و خوشحالم. و از قبل که کار زیاد بیرون خانه را دوست نداشتم الآن بیشتر دوست ندارم. از دی ماه زندگی تازه ای را آغاز میکنم. وقت آزادتر و کتاب خواندن بیشتر و نوشتن بیشتر ...
خودم میدانم که از تابستان تا الآن زندگی ام عالی پیش نرفت ولی اللّه مهربانی دارم که نگذاشت بد پیش برود با اینکه استحقاقش را داشتم... فکر می کنم آن که عالی پیش نرفت هم بخاطر کفاره ی گناهی بود که از فردی توی زندگی ام ناامید شدم و سعی کردم از او دل بکنم... بگذریم.
رفقا چیز دیگری که میخواهم بگویم این است که به دلیل یک مشکل به نوشتن در وبلاگ بی رغبت شده بودم ولی دیگر مهم نیست... سلام رفقا ...
ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 164