عباس سمت راست نشسته و دو متر آن طرف تر سحر . دو تا بچه ی گوگولی شان هم بینشان نشسته اند بازی می کنند .
سحر: عباس گشنته؟
عباس: نه جمال یار کافیه
سحر: یعنی الآن تو فضایی؟
عباس: آره
سحر: خب پس خوبه (و با لبخند تخمه می شکند)
+ سحر که دختردایی مادرم است خیلی دل است. به شدت از بچگی دوستش داشتم و دارم هنوز. سرشار از نمک و شیرینی ست!! عمر عشقشان که می دانم با چنگ و دندان نگهش داشته اند ان شاالله به ابد ... :)
ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 159