خب داشت حرف زور میزد ... امان از این استاد های از دماغ فیل افتاده ... من هم آدم ساکت نشستن در برابر زور نیستم ... بحث سن ازدواج بود ... تاکید داشت که ازدواج فقط در سن پایین ... بلند شدم گفتم خب نمیشود قضیه را انقدر ساده گرفت ... سن یک عدد است ... یک وقت یکی 35 سالش است اما اصلا نمی داند ازدواج یعنی چه ... باید جوانب را سنجید و آگاهانه عمل کرد نه فقط به سن اکتفا کرد ... بعد آن قسمتش که میخواستم بفهمانم خیلی ها اصلا نمی فهمند ازدواج برای چیست گفتم "مثلا بعضی ها توی بیست سالگی هیچی نمی فهمند از ازدواج و فکر میکنند خیلی باحال است و می پرند ازدواج می کنند و دو سال بعد طلاق " بعد آخر کلاس نشسته بودم و صدای استاد را واضح نمی شنیدم و فقط دیدم یک چیزی گفت و کلاس رفت روی هوا ... من هم ناخودآگاه از جو کلاس خنده ام گرفت بعد گفتم چی استاد ؟ با خنده گفت "میگن باحاله و میرن ازدواج میکنن؟ " گفتم خب آره دیگه واقعیت خیلی از آدم ها همین است ....
بعد فکر کردم بدبخت ها کجایش خنده دار است ؟! باید بنشینیم دور هم زار زار به حال خودمان گریه کنیم ... می خندید ؟؟
ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 136