بالاخره یک جایی بهم برخورد میکنیم .. آنجا دیگر هیچ کدام نقابی روی صورت نداریم ... نه من تظاهر میکنم ندیدمت و نه تو سعی میکنی خودت را از من پنهان کنی ... آن روز که قول می دهیم ... یک عهد ابدی ... آن روز که از خدا تضمین زندگی مان را امضا شده در قلب هایمان نگه می داریم ... آن روز که دست هایت را می گیرم ... آن روز که عشق ، بار دیگر ، در زمین به اثبات می رسد ... آن روز که حرف هایت را به گوش جان میخرم و تو هم حرف های مرا بغل میکنی و میگذاری توی جیبت ... آن روز که حرف های ناگفته سرباز می کنند ... آن روز که حرف ماندن است ... و بعد از آن روز ها و روز ها و روز ها که بارها و بارها به مردم اثبات می شود که عشق یک حقیقت است و هم یک واقعیت ... آن روز که باور عاشقی در بین ما رو نمایی می شود ... آن روز که مردم با دیدن ما امیدوارتر زندگی می کنند ... آن روز که زندگیمان در ضمانت الله است .
ما را در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم دنبال میکنید
برچسب: عشق را باور ندارم,عشق را باور کن,عشق را باور نکن,عشق را باور کنیم,عشق را باور دارم,چگونه عشق را باور کنیم,مرگ عشق را باور ندارم,عشق باور نکردنی,عشق باورش نشد,عشق باور, نویسنده: بازدید: 150