بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم

متن مرتبط با «علی بابا تولدت مبارک» در سایت بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم نوشته شده است

مبارک شدی بر ما جانا ♥

  • نیلوبلاگ

    نگرد ... نگرد که زیبا تر از عشق محمّد و اللّه ـش پیدا نمی کنی ... الحجر لَعَمْرُکَ إِنَّهُمْ لَفِی سَکْرَتِهِمْ یَعْمَهُونَ [ ﺍﻯ ﻴﺎﻣﺒﺮ ! ] ﺑﻪ ﺟﺎﻥ ﺗﻮ ﺳﻮﻨﺪ ، ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭ ﻣﺴﺘﻰ ﺧﻮﺩ ﻓﺮﻭ ﺭﻓﺘﻪ ﻭ ﺳﺮﺮﺩﺍﻥ ﺑﻮﺩﻧﺪ .(72)xa0 به جانش سوگند می خورد چون بدجور خواهانش است :)...

    ادامه مطلب
  • اما می دانم مامان زهرا و باباعلی مهربان شما پشت منید :) :) و همین آرامم می کند وگرنه که بی پناه ترینم.

  • نیلوبلاگ

    نمیدانم چرا اینطوری است که از وقتی بین من و دخترعموهایم سر مسائلی کشمکش شد با اینکه اکثریت دقیقا می دانستند من حق داشتم و دارم اما به شدت آلزایمر می گرفتند. آلزایمر اینکه آنها سال ها چه بدی هایی به من می کردند . یا از من چیزهایی توقع داشتند و دارند که از دخترعموهایم نه. شایسته تو باید ببخشی و وظیفه ...

    ادامه مطلب
  • ما از اون دانشجو باکلاساییم که وقت نوشیدن از لیوان استفاده می کنیم..خعلی..خعلی کلاس بالا

  • نیلوبلاگ

    زکیه : لیوانتو بده آب بخورم من : پانداها که با لیوان آب نمیخورن ^_^ زکیه : آره من یه پاندای قوچولی ِ کوچولوی ِ موشمولوئمممم ^------^ من : البته منم پرندم و دارم همین کارو میکنم .. طوری نیس بیا بخور ^-------^ زکیه درحالیکه داره لیوانشو پر میکنه میخونه : من یه پرندَ َ َ َ َم آرزو داااارَ َ َ َ َم.........

    ادامه مطلب
  • عشق را باور میکنم وقتی فاطمه و علی را می بینم

  • نیلوبلاگ

    بالاخره یک جایی بهم برخورد میکنیم .. آنجا دیگر هیچ کدام نقابی روی صورت نداریم ...xa0 نه من تظاهر میکنم ندیدمت و نه تو سعی میکنی خودت را از من پنهان کنی ... آن روز که قول می دهیم ... یک عهد ابدی ... آن روز که از خدا تضمین زندگی مان را امضا شده در قلب هایمان نگه می داریم ... آن روز که دست هایت را می گیرم ... آن روز که عشق ، بار دیگر ، در زمین به اثبات می رسد ... آن روز که حرف هایت را به گوش جان میخرم و تو هم حرف های مرا بغل میکنی و میگذاری توی جیبت ... آن روز که حرف های ناگفته سرباز می کنند ... آن...

    ادامه مطلب
  • بابا علی تو الآن هم مظلومی ... نمیشناسیمت و داد میزنیم عاشقتیم

  • نیلوبلاگ

    سرم داشت سوت می کشید . نمی دانستم دشمنان علی را لعن کنم یا آدم هایی که با بلند کردن صدای ضبط توی خیابان که یعنی ما ارواح عمه مان علی را دوست داریم ، آرامش را از مردم می گیرند و احتمال قریب به یقین چند نفر را هم از علی و دینش بیزار می کنند . واقعا زجر آور بود ... تازه مولودی ای که گذاشته بودند شبیه تم آهنگ های راک شده بود . * ای مرد رازهای نهج البلاغه ... ای کوه صبر ... ای عاشق .... دعا کن اشتباه نرویم . یا علی ، انتخابت از سمت خدا مبارکمان 3>.......

    ادامه مطلب